دل نوشته ها

۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

بوی پاییز ....بوی تلخی های شیرین

سه شنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۵۷ ب.ظ

با وجود اینکه هنوز تابستون تموم نشده اما احساس می کنم عجیب بوی پاییز میاد بوی خاطرات تلخی که با شیرینی همراه بود.

طعم تلخی بیماری پارسالم درست مثل امروز که حالم خوب نیست که با طعم شیرین بودن سامان همراه بود.

هعیییییی.... عجب روزگاری.....قطعا شما دنبال کننده های قدیمی وبلاگ من داستان بیماری و عشق منو می دونید.....که اونارو برای سامان اینجا نوشتم تا بخونه ولی بعد همشو پاک کردم به این خاطر که خاطراتش رو باید از بین می بردم تا بتونم فراموشش کنم.

سال گذشته برای من یک سال سراسر تلخ بود هنوزم وقتی به یاد دوران بیماریم میفتم بغضم میترکه و گریه می کنم ......های های گریه می کنم .تنها خاطره ی شیرین من از اون سال بودن سامان بود که اونم سرانجام خیلی تلخی داشت به این دلیل که منو تنها گذاشت و رفت منم ناچار شدم فراموشش کنم ......

اتفاقات تلخ پاییز پارسال منو از پاییز می ترسونه شایدم به خاطر همین بازم حالم بده ......نمی دونم.....

کاش هیچ وقت پاییز نمیومد.....از پاییز بیزام ......الان که دارم براتون این نوشته هارو می نویسم اینقدر ناراحتم که اشک داره گلوله گلوله از چشمام میاد امروز خیلی حالم بد بود و از استادمون اجازه گرفتم و نه صبح از بیمارستان برگشتم....

کاش خونمون بودم ......دوباره بهونه گیریا ی پارسال من شروع شده می خوام برگردم شیراز به شهری که دوسش دارم.....می خوام برگردم خونه.....خدایا .......

دیشب شعر خواهر ناتنی رو دانلود کردم مثل این بود که کسی همه ی پاییز گذشته رو برام مرور می کرد.

قبل پاییز تو غایب بودی 

بعد پاییز تو غایب بودی 

همه جا کافه نشینی کردم ان ور میز تو غایب بودی

........

راستی امروز یکی از بهترین دوستای دوران ابتداییم که سر یه موضوع بچگانه باهم قهر کرده بودیم بهم پیام داد اونم بعد یازده سال.....

واین بهترین خاطره ی این روز بد منه😭😭😭

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۵۷
سکوت ....